بهسر برد و نزد غلامي مغربي به تحصيل عربي پرداخت. پس از آن در اروپاي غربي سفرهاي زيادي كرد، در دانشگاهها درس داد، سخنرانيهاي ديني كرد، و كوشيد پادشاهان و پاپها رابه طرحهاي خويش علاقهمند سازد. مثلاً در 1277، 1285، 1288، 1290، 1295 ـ 1296 در رم؛ 1283 ـ 1284، 1287، 1289، 1296 ـ 1297، 1303 ـ 1304، 1305، 1308 ـ 1309 در مونپليه1؛ در 1286، 1298، 1306، 1309 ـ 1311 در پاريس بود؛ البته غالباً به جزيرهٴ زادگاهش هم برميگشت؛ در 1301، عازم شرق شد و از قبرس ديدار كرد؛ در 1311، در شوراي وين (دوفينه) شركت كرد. او سه مسافرت تبليغي به افريقا كرد: تونس 1292؛ بجايه 1307؛ بجايه و تونس 1314 ـ 1315. مرگش در 1315 ـ 1316، در نتيجهٴ آخرين مأموريتش، بود.
او در 1295، به سلك فرانسيسيان پيوست.
رامون عليٰرغم مسافرتهاي ممتدش از نقطهاي به نقطهٴ ديگر، تعداد زيادي كتاب، رساله، و شعر نوشت، كه هر چند بسياريشان خيلي مختصر است، در عوض برخي ديگر مفصل است.
مقارن مرگ او، فهرست آثارش شامل بيش از 150 اثر بودند و اين تعداد در فهرستهاي بعدي كه شامل بسياري آثار منحول شده بودند به تدريج افزايش يافت. از ژوئيهٴ 1312 تا مه 1314 ـ هنگامي كه قريب هشتاد سال داشت ـ قريب چهل كتاب و رساله نوشت. از آن جا كه اين آثار به كاتالونيايي و لاتيني (گاه به هر دو زبان) موجود است، اظهار اين مطلب چندان آسان نيست كه زبان اصلي كدام بوده است. برخي از مهمترين آنها در اصل به كاتالونيايي نوشته شده ولي بلافاصله به لاتيني ترجمه شده است. يكي دو تا از آنها را هم خود رامون لول به عربي نوشته است.
بهخاطر كثرت آثار و وسعت دامنهٴ فعاليت رامون لول بحث خود را به 28 بخش تقسيم ميكنم، كه هر يك دربارهٴ يكي از آثار، يا رشتهاي از آثار، يا مبحث جداگانهاي از فعاليت اوست.
براي مراعات حال خواننده، كتابشناسي مربوط به هر مبحث در انتهاي آن قرار دارد، و كتابشناسي عمومي در بخشهاي 24 تا 28 آمده است. وقتي اثري در تاريخ ادبيات فرانسه (ج29،1885) كاملاً توصيف شده است، فقط بدان ارجاع دادهام2.
مندرجات: 1) كتاب تفكرات؛ 2) كشف منطق عمومي؛ رسالههاي منطق؛ 3) بحثهاي ديني؛ 4) دفاعيات مسيحي؛ 5) شهسواري و آموزش و پرورش؛ 6) بلانكورنا؛ 7) فليكس؛ 8) اشعار كاتالونيايي؛ 9) درخت دانش؛ 10) امثال؛ 11) ردّ ابن رشد؛ 12) بلهوس؛ 13) فلسفه؛ 14) طبيعيات؛ 15) رياضيات و اخترشناسي 16) طب؛ 17) كيميا؛ 18) نفوذ اسلام؛ 19) لول،